محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

18

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

را در درون خانهء خود مورد تهديد قرار داده بود ، بنابراين ديگر نمىتوانستند از مغرب به آن سوى دريا مدد فرستند . همچنين مقدمات اين شورش از سالها پيش فراهم آمده بود ، از همان هنگامى كه مرابطين به اندلس آمدند . در آن هنگام اندلس در زير فشار اسپانياى مسيحى قرار داشت و دولت‌هاى طوايف كه خود به يكديگر چنگ و دندان نشان مىدادند ناتوان‌تر از آن بودند كه بتوانند دفع تجاوز كنند . سقوط طليطله خود زنگ خطرى بود . اندلسيان مرابطين را به عنوان برادرانى كه براى نجات آنها آمده‌اند پذيرا شدند و پيروزى درخشان نبرد زلاقه بر آن مهر تأييد نهاد و پس از آن براى بار دوم يوسف بن تاشفين از آب گذشت و به اندلس آمد و امراى طوايف را در محاصرهء دژ ليپيط ( ليدو ) به سال 481 ه / 1088 م يارى داد و اين خود بر اعتبار مرابطين درافزود . البته انديشهء يارى خواستن از مرابطين براى فرمانروايان اندلس عارى از وسوسه و هراس نبود و در همان حال از عواقب آن بيمناك بودند . در جلد دوم بيان كرديم كه چون معتمد بن عباد مىخواست از مرابطين يارى خواهد ، پسرش الرشيد با او مخالفت ورزيد و پدر را از آن اقدام منع كرد و گفت : « پدر آيا به اندلس ما كسانى را فرا مىخوانى كه ملك از ما بستانند و جمع ما پريشان سازند ؟ » البته در ميان رجال اندلس بسيارى ديگر هم بودند كه از عواقب اين اقدام در وحشت بودند « 1 » . معلوم شد كه اين ترس و وحشتها بىمورد هم نبوده است . لذت آن پيروزى شكوهمند در پيكار زلاقه ديرى نپاييد و رهايى دهندگان خود تبديل به فاتحان شدند . مرابطين امراى طوايف را يكى پس از ديگرى مغلوب خود كردند . اين غلبه در بسيارى موارد با عنف و شدت توأم بود ، حتى با قساوت و سخت كشى همراه . شمارى از امراى طوايف در راه دفاع از خود و قلمروشان كشته شدند . مسلما اين حوادث در سراسر اندلس انعكاسى ناخوشايند داشت . از طرف ديگر روشهاى حكومتى حكام و سرداران مرابطين در اين بخش جديد از

--> ( 1 ) . رجوع كنيد به جلد دوم همين كتاب ، ص 76 و الحلل الموشيه ، ص 27 و 28 ابن الخطيب ، اعلام لا علام ( چاپ بيروت ) ص 245 . امير عبد اللّه بن بلقين التبيان ص 103 و 104 .